به نام خدا
نقش آیت الله هاشمی در انقلاب و استقرار جمهوری اسلامی و مدیریت و هدایتگری وی در عبور از بحرانهایی که پس از انقلاب در مقاطعی پدید آمد انکار شدنی نیست. ممکن است خطاها و غفلتهایی هم وجود داشته باشد که هیچکس مصون از اشتباه نیست ولی مشتق سالهایی که در تاریخ انقلاب به نام او ثبت شده و خواهد شد مثبت و در میان انقلابیون ممتاز است. کسی را مانند هاشمی نمی توان یافت که در جایگاههای حساس و در بزنگاههای مهم و تاریخ ساز نقش موثری داشته باشد و نیز نمی توان جایگزینی برای وی یافت.
حضور مستمر و تاثیرگذار هاشمی علاوه بر اینکه شخصیتی منحصر بفرد از او ساخته بود و تاریخ انقلاب بدون نام او بی مسمی و بی معنی و غیر واقعی خواهد بود، موجب می شد که مورد بغض و حسد و کینه شدید از سوی بدخواهان قرار گیرد و شاید این وصف جناب مصباح که در منکوب کردن و حمله ور شدن به آیت الله هاشمی در زمان حیاتش معروف و مشهور است؛ وافی به مقصود باشد که پس از ارتحال هاشمی گفتند: ".... گاهی حسد یا تکبر سبب می شود قضاوت نامناسبی نسبت به دیگران انجام شود" و الحق لب کلام همین است و انتظار می رفت اگر کسی بخواهد شایستگی ها و اقدامات و حق هاشمی را نادیده بگیرد آقای مصباح باشد ولی چنانکه در روزهای اخیر از بعضی تریبونها مشاهده شد کسانی دیگر حرمت نگه نداشتند و رذیلانه و با زبونی هر چه بیشتر بر مرده چوب زدند.
نکته اصلی این ماجرا به عدم درک و شناخت کافی از مسائل دینی و شرعی بر می گردد و عرق مذهبی و تعهد دینی ندارند، در آتش حسد می سوزند و چون مرداری بوی تعفن می پراکنند و کینه سراپای وجودشان را در بر گرفته و به تهمت و غیبت پشت سر مرده روی آورده اند و فقط گوشهایی اباطیلشان می شنود و دلهایی می پذیرد که چون خودشان با حقارت و حسد و کینه بزرگ شده اند و نشو نما می کنند.
پاسخ دادن به یاوه های یاوه گویانی چون سعید قاسمی معلوم الحال که در خشونت پیشگی و باطل گویی و هذیان سرایی و کافر تراشی شهره و مضحکه عالم و آدم است هدر دادن عمر است و این قلم در پی این نیست که به موهومات فردی چون قاسمی بپردازد و قاطعانه اعلام می کند که هرزه گویی بی ریشه و بی سواد و بی منطق و شخصی مالیخولیا و شخصیتی پارنوئید است که مزدوری می کند و چه بد رزق و روزیی خداوند در دامن این چنین افرادی گذاشته است که از راه غیبت و تهمت به دیگران نان می خورند و آتش می خورند و خود نمی دانند.
مجادله ای هم در کار نیست که جدلیان بر اساس جدولی که برایشان طراحی شده است منتظرند تا خلق خدا را وارد مجادله های حقیرانه خود نموده و آن کار دیگر کنند.! بحث سیاسی هم با این گونه از موجودات بی فایده و سرانجامی ندارد کما اینکه در دوران یکدستی اشان و ادعای پاک دستی اشان به وضوح مشاهده شد و دم خروس که بماند فیل هم هویدا! شد و دکل هم علم! شد و آنها روی هویدا! هم سفید کردند و دزدی های نجومی هم برملا شد و می بینید که چه پررو هستند و خم به ابرو نمی آورند و انکار هم نمی کنند بلکه افتخار دارند که اختلاسی هستند.! ما را با اینها کاری نیست مقصود بیانی ساده از دین در ارتباط با هتاکی ها است.
امیر مومنان می فرماید:"غیبت، تلاش ناتوانان است". تهمت و غیبت از ضعف و زبونی سرچشمه می گیرد. کسی که خود را در برابر دیگری حقیر می یابد و نمی تواند شایستگی های او را تحمل کند با خشم و از روی بیماری روحی، حقارتهای خود را بصورت غیبت و تهمت بروز می دهد و فکر می کند می تواند از این طریق از ارزشهای او بکاهد.
سخن از عیبها هم غیبت است که "هر که بی هنر افتد نظر به عیب کند"و شدیدترین نهی ها و سخت ترین عذابها هم به غیبت گفتن بر می گردد که خداوند رحمان در قرآن کریم اینگونه میفرمایند: "يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحيم "
اى اهل ايمان، از بسيار پندارها در حق يكديگر اجتناب كنيد كه برخى ظن و پندارها معصيت است و نيز هرگز (از حال درونى هم) تجسس مكنيد و غيبت يكديگر روا مداريد، هيچ يك از شما آيا دوست مى دارد كه گوشت برادر مرده خود را خورد؟ البته كراهت و نفرت از آن داريد (پس بدانيد كه مثل غيبت مؤمن به حقيقت همين است) و از خدا پروا كنيد، كه خدا بسيار توبه پذير و مهربان است.
در تعالیم اسلامی احترام مؤمن از احترام کعبه بزرگتر است و حتی سوء ظن به او روا نیست امام صادق علیه السلام می فرماید:الْمُؤْمِنُ أَعْظَمُ حُرْمَةً مِنَ الْکَعْبَة
پیامبر گرامی اسلام(ص) می فرمایند: ان الله حرم علی المسلم دمه و ماله و عرضه وان یظن به سوء الظن
خداوند بر هر مسلمانی جان و مال و عرض مسلمان دیگر و بدگمانی درباره او را حرام کرده است.
استاد شهید مطهری نقل می کند: "پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم یک وقت در حضور اصحاب فرمودند: الا اخبرکم بِشَرِّ الناس، آیا به شما خبر ندهم که بدترین مردم کیست؟ گفتند: بلی یا رسول الله؛ فرمود: بدترین مردم آن کسی است که خیر خودش را از دیگران منع می کند و هر چه دارد تنها برای خودش می خواهد. آنهایی که حاضر بودند گمان کردند با این مقدمه دیگر بدترازاین افراد کسی نیست؛سپس فرمود: آیا می خواهید به شما بگویم از این بدتر کیست؟ صنف دیگری را ذکر فرمود. اصحاب گفتند: خیال کردیم بدتر از این گروه دوم دیگر کسی نیست. بعد فرمود: آیا می خواهید از آن بدتر را به شما بگویم کیست؟ گفتند از این بدتر هم مگر هست؟ آنگاه صنف سوم را فرمود: بدتر از این افراد، مردمان بد زبان فحاش تهمت زن و آبروبرند.
اینجا دیگر حضرت توقف کرد؛ یعنی بدتر از اینها دیگر وجود ندارد." آشنایی با قرآن
تاکید دین مبین و توصیف پیامبر و ائمه هدی علیهم اسلام بر گناهان کبیره ای چون تهمت و غیبت بسیار و قاطع است و از زنا هم بدتر می دانند
" الغیبه اشد من الزنا" فقط سفارش و توصیه نیست بلکه دستور قطعی دینی است که اگر به آن عمل نشود و غیبت عادی گردد و کسانی با تکیه ناحق زدن بر جایگاههایی به تهمت و هتاکی و غیبت بپردازند شیرازه جامعه از هم می پاشد و بعنوان جنگ با خدا محسوب می شود و شدیدترین عذابها را در پی خواهد داشت و حال در جامعه مسلمین افرادی میدان دار شده اند که به راحتی نفسانیات و درون بیمار و روح ناسالم و پلید خود را فرافکنی کرده و بزرگان و شایستگان و خادمین ملت را به تهمت و افترا می بندند.
اینان راه ابلیسن می روند و به سرعت از خداوند دور می شوند و ابلیس هم از این عجوزه های زبون شرمگین شده است.
امام جعفر صادق می فرمایند: "من روى على مۆمن روایة یرید بها شینه و هدم مروءته لیسقط من اعین الناس اخرجه الله من ولایته الى ولایة الشیطان؛فلا یقبله الشیطان (الکافی ج2 ص 358)
اگر کسى سخنى را بر ضد مۆمنى نقل کند و قصدش از آن، زشت کردن چهره او و از بین بردن وجهه اجتماعى اش باشد و بخواهد او را از چشم مردم بینداز، خداوند او را از ولایت خود خارج مى کند و تحت سرپرستى شیطان قرار مى دهد؛ ولى شیطان هم او را نمى پذیرد!"
شگفتا که مدعیان؛ با این نابخردان کافر کیش مسلمان نما برخورد نمی کنند.!
بر سر دین محمدی چه آورده اند که جرات ندارند هتاکان را خاموش کنند؟